مرسانا بانومرسانا بانو، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

ماه بانوی مامان مریم

به وبلاگ ماه بانوی من خوش آمدید

من از خدا که تو را آفرید، ممنونم
از آنکه روح به جسمت دمید، ممنونم

از آنکه مثل بت کوچکی تراشت داد
از آنکه طرح تنت را کشید ممنونم

تو راه میروی اندام شهر می لرزد
من از تمام درختان بید ممنونم

چقدر خوب و قشنگی! چقدر زیبایی!
من از خدا که تو را آفرید، ممنونم..

ماه بانوی مادر

همین‌طور پررنگ درزندگی من بمان

برای آن‌روزها که دستانم از شدت‌ پیری به لرزه خواهند افتاد، دستان تورا برای لمس می‌خواهم، برای آن‌روزها که سوی چشمانم‌رو به اتمام باشد، تو تنها تصویرِ مقابلِ دیدگانم باش، برای ابدیت برای تمامِ خنده‌های از ته دلم ... تا همیشه کنارم بمان

روز دختر ۱۳۹۹

شکر که هستی تمام هستی من دخترک زیبای من😍 زندگے، با همہ ۍ دشوارے و سختے هایش، برایم شیرین می شود، وقتے ڪہ مےبینم چون تویـے را دارم😍😄😀 روزت مبارک بهترین هدیه خدا❤ خدایا هزاران بار شکرت 👐 ...
6 تير 1399

دَر کِنآرَت عآرام اَست جَهآنم

ماه مامان من در کنار تو زیبا ترینم،زیبا ترین خنده هایم،زیبا ترین حرف هایم،زیبا ترین شعر هایم همه شان متعلق به توست تویی که دلیل تمام زیبایی های این روزهای منی... تویی که دلیل برق چشمان منی... تویی که دلیل عاشقانه نوشتن های منی💖 ...
16 شهريور 1398

روز دختر ۱۳۹۸

ناز دخترم تو وارث زیبایی خدایی قلب و روحم گرم میشود از داشتن هدیه خدا در خانه ام تو نور چشم منی خانه ام از تو روشن باد❤ وخدا خواست تو دخترم باشی....زیباترین غزل توی دفترم باشی💖 ای نازترین ناز خدا روزت مبارک😙😙😙 ...
14 تير 1398

حواست هست با تو خوشحالترین حالت عاشق شدنم!❤

بودنت برام آرامش محضه نفسم زندگیم همه ی وجودم خیلی دوست دارم💋 خداجونم خیلی مواظبش باش درداش واسه من ناراحتیاش واسه من شادیام واسه اون خداجونم سلامتی منم بذار به حسابش من هیچی ازت نمیخوام جز آرامش مرسانام.... خدای مهربونم دیگه لازم به یاداوریت نیست که مرسانا دنیای منه....مواظب دنیای من باش💞 ...
8 خرداد 1398

همدم مامان

زیبای مامان این روزا احساس خیلی خوبی دارم که دلم نمیخواد هیچوقت تموم بشن... احساس میکنم یه رفیق فابریکی برام،یه همدم یه همراه،با حرفا و کارای قشنگت زندگی میکنم.... نمیری مهدکودک میگی اگه من برم مامانم تنها میشه،وقتی خوابم تو گوشم آروم میگی نازدلم بیدارشو دلم برات تنگ شده،وقتی میخوای جایی بری که من نیستم من و میبوسی و میگی مامان بذار یه لحظه سرم رو بذارم رو بالشم(بازوی من) بعد برم و..... آره دخترم تو داری بزرگ میشی و من دارم تمام اینا رو احساس میکنم وقتی میخوای بیای تو بغلم میگی: مامان بیام تو قلبت بیام تو جونت بیام تو عمرت و.... همیشه تو جونم بمون تو قلبم بمون....بمون که با بودنت مامان جون میگیره نفس مامان😙 راستی مامان یادم رفت اینو بگم...
21 ارديبهشت 1398

قاصدک

مهربان دخترم بیا با هم دیوانگی کنیم مثلا من ماه را جای تو می بوسم و تو با قاصدکی برای چشمانم لبخند بفرست❤ نازگل مامان یک جهان قاصدک ناز به راهت باشد☄ بوی گل ، نذر قشنگی نگاهت باشد☄ و خداوند شب و روز و تمام لحظات☄ با همه قدرت خود پشت و پناهت باشد☄ ...
21 ارديبهشت 1398

زود بزرگ نشو دخترم

شاه دخترم چقدر زود بزرگ میشوی؟برای چه این همه شتاب داری؟برای من هیچ لذتی بالاتر از تماشای بالیدنت نیست.اما اینگونه که تو می روی میترسم به گرد پایت هم نرسم، میترسم از تو جا بمانم . مرسانای زیبا ی من ، خورشیدکم، انگار همین دیروز بود که من صدف تو بودم و تو مروارید من! انگار همین دیروز بود که مرواریدم را به دریای پرتلاطم این دنیا سپردم تا جایی بیرون از من زندگی کند. بیرون از من نفس بکشد و بیرون از من ببلالد.تو آنقدر کوچک بودی که حتی توان شیر خوردن هم نداشتی.فقط خدا میداند که من چقدر سخت و چقدر شیرین آن روزها را گذراندم. میوه دلم، روزهایی که میگذرند هرگز باز نمیگردند و روزهایی می آیند که من امروز برای آمدنشان لحظه شماری میکنم و فردا...
29 بهمن 1397